ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
81
لمعات الهيه (فارسى)
در اعتباريات و انتزاعيات مىشمارند . كسى خيال نكند كه مراد از گويا تشبيه است - هيهات هيهات - تشبيه مستلزم نوعى از انواع تجوزات و استعارات است ، و حال آنكه ماهيات بعنوان حقيقت موصوف بموجوديت و احكام موجوديتند ، نه بعنوان مجاز ، بلكه مراد از گويا اشاره به دو جهت اصالت و فرعيت است ، به اين معنى كه بحسب اصالت ، احكام وجود ، احكام ماهيت نيست . و احكام ماهيت احكام وجود نيست ، و بحسب اتحاد و عينيت كه در ميانهء آنها ثابت است ، احكام هريك بعينها احكام ديگريست . تفصيل اين مقام ، بسط تمامى از كلام مىخواهد ، لايق حال اين رساله نيست ، اگرچه آنچه كه مذكور شد از براى ارباب بصيرت و اصحاب فطنت كافى و وافى است . فصل چهارم [ در اثبات اينكه كنه ذات اقدس واجب الوجود - جل اسمه - از براى غير ذات خود مدرك و معلوم نمىتواند شد ] در اثبات اينكه كنه ذات اقدس واجب الوجود - جل اسمه - از براى غير ذات خود مدرك و معلوم نمىتواند شد ، نه بعلم حصولى ارتسامى و نه بعلم حضورى اشراقى ، و نه بعنوان تعقل ، و نه بعنوان توهم ، و نه بنحو تخيل ، و نه بنحو احساس ، و تحقيق و تنقيح اين مهم ، موقوف است بلمعاتى . لمعة " الهية " [ تعريف علم و بيان اقسام و انواع آن از حصولى و حضورى و . . . ] بدانكه ادراك و علم دو لفظ مترادفند و منقسمند بتعقل و توهم و تخيل و احساس ، اگرچه علم را معنى ديگر نيز هست كه اخص از مطلق ادراك است ، و در مباحث علم واجب الوجود باشيا با تفاسير معنى علم و ادراك مذكور خواهد شد ، و در اين مقام مىگويم : ادراك مطلق ، عبارتست از حضور شىء نزد شىء ديگر بحيثيتى كه موجب تميّز و انكشاف حاضر باشد از براى آن شىء . و ادراك به اين معنى منقسم است اولا به دو قسم ، علم حصولى ارتسامى ، و علم حضورى اشراقى . اول عبارتست از صورت حاصلهء از شىء در نزد مدرك از آن جهت كه صورت آنست و از آن حيثيت كه منشأ انكشاف و تميز است در نزد مدرك ، و صورت